پست مهمان: سفر من با طب چاقی در عمل بالینی، دانشگاه و صنعت






پست مهمان امروز از دوست و همکار من عبدالطحرانی، دکترا، معاون پزشکی بین‌المللی در توسعه جهانی داروهای چاقی در Novo Nordisk است.

علاقه من به چاقی در دوران دانشجویی پزشکی برانگیخته شد. به یاد دارم که مجذوب سه بیماری بودم: آپنه انسدادی خواب، بیماری کبد چرب غیر الکلی (NAFLD) و سندرم تخمدان پلی کیستیک (PCOS). واضح است که چاقی و اختلال در تنظیم وزن (و همچنین ناهنجاری در عملکرد خودمختار اما این یک داستان جداگانه است) نقش مهمی در این بیماری ها بازی می کند. اما، در آن زمان، هیچ آموزشی در مورد چاقی در دانشکده پزشکی من وجود نداشت، که متأسفانه امروزه هنوز در سطح جهانی غیر معمول است.

زمانی که آموزش تخصصی خود را در زمینه دیابت و غدد درون ریز شروع کردم، علاقه من به چاقی دوباره شعله ور شد. برای من واضح بود که در زمینه چاقی یک نیاز برآورده نشده عظیم وجود دارد. بار این بیماری بسیار زیاد بود، دسترسی به مراقبت های بهداشتی برای بیماران مبتلا به چاقی چالش برانگیز بود، گزینه های درمانی محدود، انگ، تعصب و افسانه ها در جامعه گسترده تر و همچنین در میان متخصصان مراقبت های بهداشتی، پرداخت کنندگان و سیاست گذاران بسیار رایج بود. علاقه نسبتا کم در میان همکارام برای تخصص در زمینه چاقی.

بسیاری از همکارانم احساس کردند که من “دیوانه” هستم که چاقی را انتخاب کنم. برداشت‌های منفی آنها ناشی از این برداشت بود که چاقی یک تخصص “سخت” است که در آن دستیابی به یک نتیجه درمانی موفق چالش برانگیز است و بعید است که “مشتریان” از نتایج راضی باشند.

برای من، چالش بهبود ارائه مراقبت های بهداشتی، نتایج درمان و رضایت بیماران یک محرک اصلی بود. همچنین، همکاران من اغلب فقدان دارو درمانی مؤثر را دلیلی برای اجتناب از تخصص در زمینه چاقی ذکر می کنند.

بعد از اینکه تصمیم گرفتم پزشکی چاقی برای من یک شغل است، با این واقعیت روبرو شدم که هیچ مسیر آموزشی مشخصی برای تبدیل شدن به یک متخصص چاقی در بریتانیا وجود ندارد. از این رو، مجبور شدم برنامه آموزشی بالینی خود را در کنار آموزش تحقیقاتی آکادمیک خود بسازم. این من را مشتاق کرد تا با جوامع و سازمان‌های مناسب در بریتانیا برای بهبود آموزش چاقی و ایجاد اولین دوره اختصاصی برای آموزش کارآموزان دیابت و غدد درون ریز در پزشکی چاقی در بریتانیا کار کنم.

با این حال، طب چاقی می تواند توسط طیف گسترده ای از متخصصان مراقبت های بهداشتی فراتر از دیابت و غدد درون ریز انجام شود. از این رو، ایجاد منابع آموزشی مناسب در رشته های مختلف، به ویژه مراقبت های اولیه، مهم است.

در سال‌هایی که در درمان چاقی کار می‌کردم، کار با بیماران در کلینیک‌ها برایم لذت‌بخش‌تر بود. کار با بیماران و خانواده‌هایشان برای بهبود سلامت و کیفیت زندگی و دستیابی به اهداف درمانی بسیار ارزشمند بود. دریافتم که برداشت های منفی در مورد چاقی به عنوان یک تخصص بی اساس است. علاوه بر این، کار با یک تیم بزرگ چند رشته ای فرصت های بزرگی را برای یادگیری و تدریس فراهم کرد.

کار در زمینه چاقی به من آموخت که بیمارانی که دچار چاقی هستند مورد سوء تفاهم، انگ انگ زدن و رفتار ناعادلانه سیستم مراقبت های بهداشتی قرار می گیرند.

متخصصان مراقبت های بهداشتی در مورد پاتوژنز و مدیریت این بیماری اطلاعات بسیار کمی دارند. بسیاری از بیماران گزارش می دهند که تعاملات رضایت بخشی با سیستم مراقبت های بهداشتی در طول سال ها، اگر نه دهه ها، وجود دارد. دسترسی به درمان محدود است. سرمایه گذاران و سیاست گذاران عموماً چاقی را به عنوان یک بیماری “خودآزاری” درک می کنند و مراقبت از چاقی را در اولویت قرار نمی دهند.

علاوه بر این، بسیاری از درمان‌های چاقی برای چاقی مبتنی بر مداخلات کوتاه‌مدت ناکافی است تا یک مدل درمان طولانی‌مدت بیماری مزمن.

یکی از نیازهای برآورده نشده اصلی در زمینه چاقی فقدان دارو درمانی ایمن و موثر است. با توجه به اینکه داروهای بهتر برای چاقی می توانند زمینه پزشکی چاقی را متحول کنند، فراتر از آنچه در دانشگاه می توانستم به آن دست پیدا کنم، در ژوئیه ۲۰۲۱، تصمیم گرفتم به تیم توسعه جهانی داروی بالینی چاقی Novo Nordisk بپیوندم تا در شکل گیری درمان های دارویی آینده در زمینه چاقی نقش ایفا کنم. ، ضمن حصول اطمینان از رسیدگی به نیازهای بیماران و کمک به رفع موانع فعلی برای ارائه مراقبت های بهداشتی.

اما دلایل شخصی نیز برای تصمیم به پیوستن به صنعت وجود داشت. یکی از این موارد این بود که من نقشی را می‌خواستم که چالش‌های جدید و فرصت‌های گسترده‌تری برای پیشرفت شغلی نسبت به شغل آکادمیک من در آن زمان ارائه دهد.

تغییر مسیرهای شغلی با فرصت‌ها و چالش‌هایی همراه است، چه از نظر حرفه‌ای و چه از لحاظ اجتماعی (مانند مهاجرت با خانواده به یک کشور جدید). با این حال، این صنعت برای حمایت از چنین حرکاتی هم در سطح حرفه ای و هم در سطح اجتماعی استفاده می شود و این روند را به میزان قابل توجهی تسهیل می کند.

همچنین، کار با تیم بزرگی از متخصصان که درک عمیقی از چاقی و تأثیر آن بر بیماران در تمام مراحل توسعه دارو دارند، یک محیط منحصر به فرد با تمرکز بر آموزش، توسعه و نوآوری ایجاد می کند.

همانطور که مشخص است بسیاری از مهارت های علمی، بالینی، سیاست گذاری و اقتصادی سلامتی من در نقش جدید من در صنعت بسیار مفید بودند. نقش فعلی من را شاید بتوان به بهترین وجه با حمایت و رهبری تیم چاقی “KoL” داخلی خلاصه کرد.

کار با یک شرکت بزرگ همچنین فرصت های گسترده ای را برای آموزش و خودسازی در طیف گسترده ای از زمینه ها و مهارت ها ارائه می دهد. من در مورد زنجیره ارزش و نحوه تعامل بخش های مختلف از کشف اولیه، توسعه دارو، مقررات، علوم داده، سیاست، بازاریابی، دسترسی به بیمار، و امور پزشکی و نحوه تعامل و همکاری با یکدیگر برای رسیدن به یک هدف مشترک، آموخته ام.

من معتقدم که اکنون فرآیند تصمیم‌گیری در چنین سازمان بزرگی را بهتر درک می‌کنم، که به وضوح در نقش من برای تأثیرگذاری بر جهت‌گیری و تصمیم‌گیری در شرکت مهم است.

یکی از جنبه‌های جالب پیوستن به صنعت این بود که باید مشارکت خود را در رسانه‌های اجتماعی محدود می‌کردم. اگرچه ممکن است این به عنوان از دست دادن استقلال تلقی شود، من هنوز انتخاب های زیادی در مورد اینکه چه پروژه هایی را دنبال کنم و چه داروهایی را برای توسعه پیشنهاد کنم، دارم.

کار با صنعت در ۱۲ ماه گذشته قطعاً به من فرصت کافی برای خودسازی، یادگیری و آموزش داده است و به من این شانس را می دهد که تأثیری بر مراقبت و درمان بیماران مبتلا به چاقی داشته باشم که احتمالاً بسیار بیشتر از تأثیری است که می توانستم داشته باشم. کار در دانشگاه یا مطب خصوصی

البته، در مرحله پیشرفته‌ای از حرفه‌ام به صنعت نقل مکان کردم و به من اجازه داد از یک موقعیت نسبتاً ارشد شروع کنم. با این حال، بسیاری از همکاران نقش های صنعتی خود را در اوایل کار خود آغاز کردند و پله پله های شغلی را طی کردند. به نظر من راه درست یا غلطی وجود ندارد.

یکی از مزایای کار در صنعت این است که “تغییر مسیر” امکان پذیر است. من با پزشکان و دانشمندان زیادی ملاقات کرده ام که به عنوان مثال در زمینه بازاریابی، دستگاه ها، امور نظارتی یا یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی کار کرده اند.

بر اساس تجربه‌ام، مطمئناً به همکاران بالینی و دانشگاهی‌ام توصیه می‌کنم که شاید هم برای فرصت‌هایی برای خودسازی و هم برای تأثیرگذاری بر مراقبت از بیمار، کار با صنعت را در نظر بگیرند. به خصوص، از آنجایی که ما در عصری زندگی می کنیم که بین صنعت و دانشگاه حرکت می کنیم و کار بالینی امکان پذیر است، مهارت های به دست آمده در یک زمینه برای دیگری ارزشمند است.

چه در دانشگاه، چه در عمل بالینی و چه در صنعت، همه این تلاش‌ها مکمل یکدیگر هستند تا در نهایت با بهبود دسترسی به گزینه‌های درمانی مؤثر جدید و ایمن، ننگ را کاهش دهند و ارائه مراقبت‌های بهداشتی به بیماران مبتلا به چاقی را بهبود بخشند.

شاید این پست برخی از پزشکان و همکاران دانشگاهی من را ترغیب کند تا فرصت‌های پزشکی چاقی را در صنعت در نظر بگیرند. فکر نمی‌کنم برای کسی که به دنبال ایجاد تغییر در زندگی افرادی است که با این بیماری مزمن زندگی می‌کنند، زمان بهتری برای درگیر شدن در درمان چاقی وجود نداشته است.

دکتر عبد الطهرانی، دکتری

کپنهاگ، DK

درباره نویسنده: عبد طاهرانی در حال حاضر اینتمعاون پزشکی ملی در توسعه جهانی داروهای چاقی در Novo Nordisk. او همچنین مشاور افتخاری متخصص غدد در بیمارستان های دانشگاهی بیرمنگام NHS Trust (UHB) و مدرس ارشد افتخاری غدد درون ریز متابولیک و پزشکی چاقی در دانشگاه بیرمنگام انگلستان است. او از سال ۲۰۰۴ پزشکی چاقی را انجام داده است و رهبری خدمات مدیریت وزن در UHB و رهبری تحقیقات ترجمه در مرکز غدد درون ریز، دیابت و متابولیسم در شرکای سلامت بیرمنگام، بریتانیا بود. او تجربه گسترده ای در پزشکی چاقی، تحقیقات بالینی و ارائه مراقبت های بهداشتی دارد. او همچنین به طور گسترده با سازمان‌های بیمار، سیاست‌گذاران، پرداخت‌کنندگان، انجمن‌های ملی و بین‌المللی چاقی، نهادهای تأمین مالی تحقیقاتی و مؤسسات آموزشی در زمینه چاقی کار کرد.