هالی رز می نویسد | آیا می توان یک فکر را ارضا کرد؟


آیا می توان یک فکر را ارضا کرد؟

اخیراً به ایده‌هایی فکر می‌کنم که به غذا مربوط می‌شوند. به من بگو آنچه را که در مورد او می بینی.

به ذهن من می رسد که هیچ “فکر” غذایی وجود ندارد که بتواند واقعاً با غذای واقعی ارضا شود زیرا یک فکر شکل ندارد و غذا یک شکل است. پس حتی اگر به بستنی فکر کنیم و بعد بستنی بخوریم… آیا واقعا کاری کرده ایم؟

گاهی اوقات به نظر می رسد که ما به یک ایده “پاسخ” داده ایم یا چیزی را “تحلیل” کرده ایم زیرا ممکن است برای لحظه ای راضی به نظر برسیم. اما در نهایت یک ایده جدید مانند “بستنی بیشتر” یا شاید اکنون نوع دیگری از غذا ظاهر شد. شاید برای مدتی هیچ چیز نباشد، اما در نهایت یک ایده جدید برای غذا بعداً در روز ظاهر می شود.

حدس می‌زنم چیزی که می‌گویم این است که هر ایده واقعی از غذا غیرممکن است که واقعاً با غذای واقعی سیر شود. شاید این فقط یک ایده باشد. و افکار نمی توانند با غذا تغذیه شوند. این فقط ایده است.

اغلب می شنوید که به جای بستنی خوردن بروید حمام آب گرم بگیرید یا برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را تماشا کنید و به نظر من این مسخره است! چگونه می توانم ایده بستنی در حمام را ارضا کنم؟ مثل این است که بخواهی با مهره های حمام پول بقالی را بپردازی یا قبض برق را با یک آهنگ پرداخت کنی، مطابقت ندارند.

اما امروز چه اتفاقی برای من می افتد، اگر غذا دادن به غذا با غذای واقعی همخوانی نداشته باشد چه؟ به نظر می رسد باید. به نظر منطقی است که “ایده تاکو” را با “تاکوهای واقعی” تغذیه کنیم. با این حال، اغلب کافی نیست. و اگر اینطور باشد، مدت کوتاهی پس از آن با عبارت “خیلی خوب، اما اکنون ایده دیگری از غذا وجود دارد” دنبال می شود.

آیا ممکن است تصور غذا با غذا ارضا نشود زیرا یکی بی شکل و دیگری شکل است؟

البته گرسنگی جسمی ظاهر می شود و اگر نوعی غذا در بدن خود بگذاریم، خود گرسنگی در آن لحظه برطرف می شود. اما در نهایت مهم نیست که “سوخت” چیست. شما زیست شناسی خود را راضی می کنید. اما نه افکار شما

فکر می کنم این گیج کننده به نظر می رسد

هر روز صبح برای من پیش می آید که برای صبحانه تاکو می روم. بیشتر از روی عادت (من در سن آنتونیو زندگی می کنم و طعم آنها خوب است). با این حال، متوجه شده ام که اغلب تاکو مصرف می کنم و واقعاً احساس رضایت نمی کنم. من با “چرا باید تاکو بگیرم وقتی به خودم گفتم امروز این کار را نمی‌کنم؟!” من اخیراً متوجه شدم که حتی اگر به دلیل هوس برای خرید تاکو رفتم.. کار درستی نکرد. بنابراین مانند پیاده سازی راه حلی است که حتی کار نمی کند.

اخیرا اینطوری دیدم…اگه به ​​خاطر دردی که دارم برم دکتر چی؟ او یک دارو تجویز کرد و سپس به من گفت که اثری نخواهد داشت اما به هر حال می توانم نسخه را پر کنم. در نهایت، حتی پیروی از پیشنهادات بیهوده به نظر می رسد. چرا این همه مدت در داروخانه نشسته اید و برای چیزی که حتی کار نمی کند به آنها پول می دهید؟ دکتر اعتراف می کند که هیچ درمانی برای چیزی که شما را آزار می دهد وجود ندارد مگر با گذشت زمان. اما گاهی اوقات نسخه او یک دارونما است که باعث می شود برخی افراد به طور موقت احساس خوبی داشته باشند تا زمانی که متوجه شوند این دارو در واقع آنها را درمان نکرده است. وقتی فهمیدید که انتظار در داروخانه برای دریافت دارونما معنایی ندارید!

به ذهن من می رسد که هیچ ایده ای صرف نظر از محتوا (غذا/واحد/نگرانی/نوشیدنی) را نمی توان با چیزی در شکل حل کرد زیرا همان سکه نیست.

این بدان معنا نیست که وقتی به تاکو فکر می کنیم هرگز تاکو نمی خوریم. این فقط به این معنی است که ما می دانیم که در واقع چیزی را حل نمی کنیم. مثل این است که بفهمی با باز کردن در پشتی نمی توانی درب جلو را جواب بدهی. شما فقط می توانید وانمود کنید که صدای زنگ در را تحلیل کرده اید.

در واقع هیچ کس حتی پشت در نیست. فقط زنگ می زند و بدون پاسخ به خودی خود زنگ نمی زند. شما هیچ تاثیر واقعی روی او ندارید، حتی اگر گاهی به نظرتان برسد که این کار را می کنید.

ایده تاکو هرگز از بین نمی رود زیرا شما تاکو خوردید. گاهی اوقات به نظر می رسد که شما کاری را انجام داده اید اما نکرده اید. بدون توجه به اینکه چه اقدامی انجام می دهید یا انجام نمی دهید، افکار خود به خود از بین می روند و خود به خود باز می گردند.

بنابراین واقعاً می توانیم پاسخ دهیم یا نه، اما در نهایت بی ربط است. ما فقط فکر می کنیم که اینطور است.

به عنوان مثال، من ممکن است تاکوهای خوشمزه بخورم و فکر کنم: “اینها عالی و بسیار رضایت بخش بودند!” الان یه ایده جدید دارم ایده این است که من مشکل را حل کردم! من تاکوها را گرفتم! تاکوها خوب بودند! اما آیا از ایده اصلی راضی هستید؟ یا الان ایده متفاوتی دارم که حس بهتری نسبت به ایده قبلی دارم؟ من همچنین می توانستم فکر کنم “آنها به اندازه کافی خوب نیستند. من به چیز دیگری نیاز دارم” و اکنون ایده ای نه چندان رضایت بخش دارم.

در هر صورت تاکوها هیچ چیز بدی نداشتند!! هنوز فقط فکر می کنم!

همه اینها فقط همان چیزی را می گوید که حدس می زنم بدیهی است و به نوعی باعث می شود احساس بزرگی کنم.

این درک این است که مهم نیست من به یک ایده چگونه واکنش نشان می دهم، شما هیچ کاری انجام نمی دهید. غیرواقعی. حتی اگر به نظر می رسید که اقدامات من کاری انجام می دهد. آنها نکردند. اگر می دانید کاری که انجام می دهید در نهایت هیچ چیز را راضی نمی کند، مطمئناً انگیزه کمتری خواهید داشت و انگیزه ای برای انجام آن خواهید داشت!

توجه داشته باشید. من متوجه شدم که فونت جعبه نظر من به صورت شبح ظاهر می شود (این نظر دقیقاً 😂). من برای کشف این نقص کار می کنم. در ضمن، تا زمانی که برای شما مهم نیست که نظر اولیه را با جوهر نامرئی بنویسید، از آن استفاده کنید زیرا با زدن send به شکلی جادویی ظاهر می شود!

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر