نام دیگر حجه الوداع چیست؟



صدای ایرانحجه الوداع تنها حج پیامبر اکرم پس از اسلام است. پیامبر اکرم (ص) پس از هجرت به مدینه، سه بار برای عمره به مکه رفت. اما به گفته مورخان و محدثان، وی تنها یک بار در مراسم حج شرکت کرد و آن هم چند ماه قبل از مرگش. از آنجایی که این حج در سال آخر عمرش انجام شد و پیامبر با مسلمانان وداع کرد، به حج الوداع معروف است. بر اساس اعتقاد شیعیان، پیامبر (ص) در بازگشت از این سفر، در غدیر خم، به امر خداوند، امامت و ولایت امام علی (ع) را علناً اعلام کرد و از مردم بیعت گرفت; از این رو این حج برای شیعیان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

نام دیگر این حج حجه البلاغ است

نام دیگر این حج حجه البلاغ است; زیرا آیه تبلیغ در بازگشت از این سفر بر پیامبر نازل شد. از دیگر نام های این حج حجه الاسلام است; زیرا تنها حجی است که پیامبر در زمان حکومت اسلام به جا آورد و مراسم آن بر اساس اسلام بود.

مهمترین پیام حجه الوداع

یکی از مسائل مهم حجه الوداع که در راه بازگشت در غدیرخم انجام شد، انجام آخرین رسالت الهی است; یعنی نصب علی بن ابی طالب علیه السلام به ولایت امت از سوی پیامبر بوده است. ماموریتی که برابر با تمام بیست و سه سال ماموریت او بود. قرآن عدم ابلاغ آن را تبلیغ نکردن رسالت پیامبر می داند; ای رسول خدا، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر عمل نکنی، رسالت اوست. (مائده: ۶۶)

چنان که ابلاغ این پیام از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را «اکمال دین» و «تکمیل فیض الهی» می داند; در این روز دین شما را برای شما تمام کردم و برای شما نعمت و رضایتی جز دین اسلام را تمام کردم. (مائده: ۳)

پیامبر در حضور دهها هزار نفر رسالت خود را به انجام رساند و از فرصت گردهمایی زائران خانه خدا بهترین استفاده را برد.

اهمیت بعثت ایجاب می کرد که در حضور جمعی عظیم اعلام شود تا حجتی باشد بر همگان و نیز کسانی که تمام تلاش خود را برای باطل ساختن مسئله ولایت و جانشینی پیامبر به کار می گیرند. . طرح این موضوع در آن اجتماع عظیم باعث شد که ده ها و نه صدها نفر به قرائت حدیث غدیر پرداخته و علیرغم تلاش فراوان قدرت طلبان قریش برای جلوگیری از گسترش فضایل اهل بیت پیامبر اسلام(ص) و فراموشی آن ها. شخصیت والای علی علیه السلام و محو حدیث غدیر که دلیل قاطع ولایت او بر امت اسلامی ماندن در تاریخ و رسیدن به نسل های آینده بود تا قدرت طلبان نتوانند اصل را انکار کنند. حدیث و ناگزیر دست به تحریف معنوی کلام پیامبر زد و آن را از معنای مورد نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله تغییر داد. و دیگران برای منصرف کردن و اظهار نظر در مورد “عشق و دوستی”.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره ابلاغ این پیام در این مرحله می فرماید: «جبرئیل در مسجد خیف بر من نازل شد و به من دستور داد که علی را به عنوان ولی بر مردم انتخاب کنم، خداوند به من وحی کرد. من را به مأموریتی رساندم و ترسیدم این مأموریت را برسانم، مرا تکذیب کن، چون به عهد جاهلیت نزدیک شده‌اند، چگونه می‌توانم به آنها خبر دهم که پسر عمویم ولی توست تا دستور الهی برسد که باید در این پیام را برسانی. جای داد و هشدار داد که اگر آن را نرسانم مرا عذاب خواهد کرد و از ترس مردم مرا ضمانت کرد و به من وحی کرد که یا رسول الله…

سپس از آنها پیام های مهم رسالت خود را برساند; او به توحید و رسالت خود و بهشت ​​و جهنم و معاد اقرار کرد، سپس به ثقلین دستور داد; تقبل اکبر و تقبل اصغر و در مورد یکی توضیح داد که تقبل اکبر قرآن است و تقبل اصغر اهل بیت من است. از آنان در مورد ولایت خود اعتراف گرفت، سپس علی بن ابی طالب را به ولایت برگزید.

با چنین سیاست روشنی در سیره پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در رابطه با موضوع حج و استفاده از این فرصت طلایی در راه پیشبرد اهداف عالیه اسلام. آیا شایسته نیست که هر سال مسلمانان بیشتر و بیشتر گردهم آیند حج در سرزمین وحی؟

آیا استفاده از تمام ظرفیت حج که پیامبر عظیم الشأن اسلام با هدایت الهی در اختیار مسلمانان قرار داده به عنوان بهترین فرصت کافی است؟

آیا وقت آن نرسیده است که متفکران مسلمان ملت ها را بیدار کنند و در نتیجه حکومت های اسلامی را وادار کنند که زمینه های التیام دردهای امت اسلامی را فراهم کنند؟