من از خطوط نمی ترسم: نظافت خانه و تنظیم مجدد


من سعی می کنم تمام نظراتی را که دیروز و امروز صبح به آنها پاسخ نداده ام ، که بسیاری از آنها را در ماه اوت گزارش کرده ام ، جلب کنم. اول از همه ، می خواهم از همه کسانی که می خوانند ، نظر می دهند ، حمایت می کنند و نظر می دهند تشکر کنم – این بسیار مفید است زیرا می دانم که در طول راه با دوستان مجازی مبارزه می کنم. بیرون و به من پنج عدد بالا می دهد. (خوب ، حداقل این چیزی است که من می خواهم تصور کنم.) قول می دهم که پاسخ بهتری به شما بدهم ، پس ادامه دهید!

اما نظرات اسپم و “آیا این چای کاهش وزن را امتحان کرده اید؟” او واقعاً به من کمک کرد ، “او سپس یک پیوند کوچک طراحی کرد. من به شما می گویم که تلاش های شما بی نتیجه بود زیرا من چیزی دریافت نکردم و بسیاری از موذی ترین پیشنهادات بلافاصله حذف می شوند. برای من چند صفحه کلید ذخیره می کند و کلیک ماوس. با تشکر!

حالا … بیایید در مورد تنظیم مجدد صحبت کنیم. بله ، دوباره. یک هفته پس از تصمیم به ترک همه 30 نفر ، دوباره اینجا بودم و تصمیم گرفتم به دنیای واقعی بازگردم ، جایی که فکر می کردم بدون هیچ مشکلی می توانم ادامه دهم. همانطور که در روزهای گذشته اشاره کردم ، اوضاع خوب پیش نمی رود. من اغلب به خوردن زیاد برمی گشتم. و هر شب حداقل یک نوشیدنی بنوشید. می دانستم که باید به تمرینات بهتری برگردم ، اما دیشب این کار را به تعویق انداختم تا اینکه بدنم پیامی کاملاً واضح برایم ارسال کرد و به انجام “آخرین درمان” ادامه دادم:

من توانستم بگویم که بعد از غذا احساس سوزش در شکمم کردم. من می توانم آن را احساس کنم ، بنابراین مطمئن شدم که قبل از خواب کمی خردل در گلو دارم (در واقع یک درمان خانگی خوب است که کار می کند!) من فکر کردم رفتن خوب است. اما بعد از چند ساعت بیدار شدم و دچار سوزش سر دل و سوء هاضمه شدم. بلند شدم ، به حمام رفتم ، و سپس راه دوم خود را برای حل سودا در آب امتحان کردم. سپس آن را در اتاق نشیمن کنار توالت قرار دادم (بنابراین اگر مجبور شدم دوباره بلند شوم شوهرم را اذیت نمی کنم). من دوباره توانستم بخوابم ، اما زمان خیلی آرام شب نبود. من حتی در خواب دیدم که در یک مهمانی بودم و بارها به مردم توضیح دادم که فقط 30 غذای خاص می توانم بخورم ، آیا آنها این را شنیدند؟ بدن من آنچه را که به آن نیاز داشتم به روش خود توضیح داد و ذهن من آن را دنبال کرد.

همانطور که می توانید تصور کنید ، تصمیم گیری بدون تردید برای من سخت نبود که به نوع غذایی که در هر 30 سالگی می خوردم برگردم ، و صبح را فوراً صبح شروع کردم. در حال حاضر من آمادگی زیادی برای آن ندارم ، بنابراین آن را ساده نگه داشتم – سه تخم مرغ و کمی هویج. در حال حاضر در حالی که پشت میز کار نشسته ام چای سبز و آب می نوشم. من از مواد غذایی برای شام چیزی آسان تهیه می کنم و برای شام مرغ دارم که باید ذوب شود. چند ساعتی است که احساس راحتی و امید می کنم ، کنترل بیشتری دارم.

همانطور که در پست Whole30 خود در هفته گذشته نوشتم ، برخی کارها وجود دارد که من آنها را انجام نخواهم داد و در واقع همانطور که یک Whole30 نوشتم انجام نخواهم داد. من نگران این نیستم که آیا چیزی در روغن اشتباه یا سولفیت ها در یک رستوران پخته می شود ، و من به طور منظم از سس گوجه فرنگی و مایو استفاده می کنم ، اما بیشتر به مصرف پروتئین ، سبزیجات ، میوه ها و چربی های سالم ادامه می دهم. به من یک دانه یا کمی شیر در آنجا می ریزم. به جای نگرانی در مورد گی ، من کره می خرم (من طعم آن را دوست نداشتم).

از شیرین ترین نوشیدنی ها و الکل دوری کرده و بنوشید رژیم متعادلبه این کار باید تا آنجا که ممکن است انجام شود.

بنابراین من می خواهم صدایی ارسال کنم تا بدن خنک من به سرعت بفهمد به چه چیزی نیاز دارد و چه چیزی را نمی تواند تحمل کند. من صدایت را با صدای بلند می شنوم ، دوست من! (بله ، بدن من شبیه یک مرد است ، LOL!) شما پشت دارید. ممنونم که با من صمیمی و صمیمی بودید. من به شما پول نقد می دهم.

دیدگاهتان را بنویسید