ماجرای وحشتناک قتل آرشیدا از دهان متهم/ دچار بیماری عصبی هستم!



گزارش کردن صدای ایرانرسیدگی به این پرونده از خرداد ماه سال گذشته در پی کشته شدن دختر جوانی به نام آرشیدا آغاز شد.

او مهمان خانه یک مرد ثروتمند دربند بود که توسط مرد ناشناس کشته شد و خبر جنایت به اطلاع ماموران پلیس رسید. به این ترتیب ماموران اقدام به ردیابی عامل جنایت کردند.

چند وقت پیش به اشتباه نام دیگری را به جای نام من صدا زد

صاحب خانه که مردی ثروتمند به نام فرهاد بود گفت: چند وقت پیش با آرشیدا آشنا شدم. من به او علاقه مند شده بودم و حتی برایش ماشین خریده بودم و می خواستم با او ازدواج کنم. تا اینکه چند وقت پیش به اشتباه به جای اسم من اسم دیگری صدا می کرد. به این موضوع مشکوک شدم و از او پرسیدم که آرشیدا گفت احسان نام خواستگار سابقش است.

احسان به آشپزخانه رفت و دو تا چاقوی آشپزخانه برداشت و به جان آرشیدا افتاد

وی ادامه داد: چون گذشته او برایم مهم نبود، ماجرا را دنبال نکردم و چیزی در این باره از او نپرسیدم. تا اینکه اون روز آرشیدا دوباره اومد خونه من. داشتیم با هم صحبت می کردیم که یکی در خانه ام را زد. در را که باز کردم با جوانی به نام احسان روبرو شدم. آنجا بود که فهمیدم آرشیدا هنوز رابطه اش با احسان را تمام نکرده است. احسان به من حمله کرد و مرا کتک زد. سپس به آشپزخانه رفت و دو چاقوی آشپزخانه برداشت و به جان آرشیدا افتاد و از خانه خارج شد. و آرشیدا رو بردم بیمارستان ولی دیگه دیر شده بود.

نصب ردیاب بر روی خودروی دختر جوان

در پی اظهارات این مرد، ماموران به ردیابی احسان پرداختند و او را دستگیر کردند.

با چاقوی آشپزخانه ۲۴ ضربه به آرشیدا زدم و فرار کردم

او به آدم کشی دختر جوان اعتراف کرد و گفت: مدتی بود که به آرشیدا علاقه داشتم و به خواستگاری او رفته بودم. اما مدتی بود که به رفتارش مشکوک بودم. بعد از مدتی متوجه شدم که او با مرد عجیبی رابطه دارد. برای همین روی ماشینی که تازه خریده بود یک ردیاب ماهواره نصب کردم تا بفهمم کجا می رود. آخرین بار که فهمیدم به خانه ای در دربند رفت. دنبالش رفتم جلوی در خانه و هر چه با موبایلش تماس گرفتم جواب نداد. برای همین در زدم و وارد شدم. با چاقوی آشپزخانه ۲۴ ضربه به آرشیدا زدم و فرار کردم.

وی در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای جلسه نماینده دادستان با قرائت کیفرخواست خواستار اشد مجازات برای احسان شد. سپس اولیای دم در مقابل قضات قرار گرفتند و برای احسان قصاص خواستند.

احسان: من از بیماری عصبی و روانی رنج می برم

زمانی که نوبت به دفاع از خود رسید، وی با قبول اتهام خود گفت: سال هاست که از بیماری عصبی و روانی رنج می برم. به همین دلیل چیز زیادی از داستان به خاطر ندارم. اما اعتراف می کنم که آرشیدا را کشتم. من پرونده ای در بیمارستان روانی دارم که نشان می دهد مدت زیادی در آنجا بستری بودم.

سپس وکیل وی به دفاع پرداخت و گفت: موکلم اتهام را می پذیرد اما مبتلا به اختلال شخصیت دوقطبی است و در بیمارستان روانی رازی پرونده دارد لذا تقاضا دارم این موضوع در دادگاه بررسی شود.

در پایان جلسه قضات برای صدور حکم وارد دادگاه شدند.