قلب دنیای معاصر کجاست؟



گزارش کردن صدای ایرانهارتلند (قلب جهان) در طول تاریخ سرزمین های مختلفی بوده است و در هر زمان به یک سرزمین اطلاق می شود که در قرن بیستم قلب جهان یعنی آسیای مرکزی بوده و در حال حاضر قلب جهان ایران است.

محمدباقر صدری – کارشناس اقتصادی گفت: ایران در حال حاضر در یک منطقه ژئوپلیتیکی بسیار ایده آل قرار دارد و باید از این موقعیت برای پیشرفت کشور استفاده کنیم. هر دولتی که در قرن اخیر در ایران روی کار آمده است به دلیل قرار گرفتن کشور در قلب منطقه تاثیرگذار بوده است.

وی افزود: به عنوان مثال پدیده هایی مانند انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی ایران با توجه به موقعیت حساس ژئوپلیتیکی کشور، آثار بزرگی در منطقه ایجاد کرد. دشمنان کشور با علم به این امر سعی کردند با ترفندهای مختلف از جمله جنگ تحمیلی بر ایران مسلط شوند که خوشبختانه موفق نشدند.

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه وظیفه مسئولان و مدیران در ایران به دلیل ماهیت قلب کشور بسیار سنگین تر از کشورهای غیرقلمی است، تاکید کرد: باید از این موقعیت ژئوپلیتیکی خدادادی برای همه جانبه استفاده کنیم. توسعه سیاسی و اقتصادی و قهرمانان ملی شدن صنعت نفت و قهرمانان انقلاب اسلامی را شاد کنیم.

صدری با اشاره به پنج برنامه عمرانی در کشور گفت: یک سال دیگر وارد برنامه ششم توسعه می شویم. فرصت های عظیمی در برنامه پیش بینی شده است که نباید تنها روی کاغذ بماند بلکه باید در عمل اجرا شود.

وی بر کاهش وابستگی به نفت تاکید کرد و تصریح کرد: توطئه های نظام سلطه در اقتصاد کشور با تکیه بر نفت نقش آفرینی می کند اما متاسفانه در انجام وظایف خود کوتاهی کرده ایم. شناخت ظرفیت‌های توسعه زیرساخت‌های غیرنفتی باید سرلوحه کار قرار گیرد.

این کارشناس اقتصادی با بیان اینکه متاسفانه از نظر شاخص های اقتصادی از بسیاری از کشورهای منطقه به جز ترکمنستان و افغانستان عقب هستیم، گفت: نباید از ظرفیت های جدیدی که همیشه ایجاد می شود غافل شد. در حال حاضر صنعت IT به عنوان یک صنعت مهم، روند روابط جهانی را درهم کوبیده است. فناوری اطلاعات ابزاری برای کاهش شکاف عمیق توسعه بین کشورهای صنعتی و کشورهای جهان سوم شده است و باید از این صنعت بهترین استفاده را کرد.

وی با اشاره به قرار گرفتن شهری در نزدیکی کوالالامپور به عنوان پایتخت الکترونیکی مالزی گفت: آی تک فرصتی را به مالزی داد که دیگر قابل کنترل نبود. این صنعت برای همه کشورها از جمله ایران قابل ارائه است. ما در ۱۲ سال گذشته در صنعت IT پیشرفت هایی داشته ایم، اما به هیچ وجه کافی نیست و همچنان بسیاری از محصولات الکترونیکی را از کشورهای جنوب شرقی آسیا وارد می کنیم.

صدری دیگر ظرفیت کشور برای پیشرفت اقتصادی را استفاده از مناطق آزاد دانست و گفت: در حال حاضر مناطق آزاد ما به جای اینکه زمینه صنعتی شدن کشور را ایجاد کنند به مناطق گردشگری یا تجاری تبدیل شده اند و هیچ نوآوری ایجاد نکرده اند. در هر صنعتی.” انتخاب آقای ترکان به عنوان سرپرست مناطق آزاد این امید را ایجاد کرد که تحولی در این مناطق ایجاد شود.

در سال های اولیه قرن بیستم، شاهد ظهور نظریه های «ژئوپلیتیک» هستیم. این دیدگاه ها مبتنی بر تعامل محیط جغرافیایی با تولید قدرت سیاسی است.

سر مکیندر، جغرافیدان انگلیسی، نظریه تسخیر «سرزمین قلب» را در سال ۱۹۰۴ ارائه کرد. دیدگاه های وی در کتاب های «محور جغرافیایی تاریخ» و «حقیقت و آرمان های دموکراتیک» توضیح داده شده است. او سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا را «جزیره جهانی» نامید و محور مرکزی این جزیره جهانی را «هارتلند» نامید. از دیدگاه این جغرافیدان، «هارتلند» ناحیه وسیعی است که از شرق تا سیبری غربی امتداد دارد; و از غرب به رودخانه “ولگا” در روسیه. و از شمال به اقیانوس منجمد شمالی. و از جنوب به ارتفاعات هیمالیا، ارتفاعات ایران و ارتفاعات مغولستان محدود می شود. «سر مکیندر» بعدها محدوده غربی «هارتلند» را تا مرزهای کشورهای اروپای شرقی گسترش داد. بر این اساس، «قلب جهان» منطقه وسیعی است که بخش بزرگی از ایران، افغانستان، آسیای میانه و بخش مهمی از روسیه را در بر می گیرد و دریای خزر در این میان قرار دارد.

او در سال ۱۹۱۹ اعلام کرد: «هر قدرتی که اروپای شرقی را به دست آورد، بر «هارتلند» مسلط خواهد شد و هر که بر هارتلند (قلب زمین) مسلط شود، بر «جزیره جهان» تسلط خواهد یافت؛ و هر که بر جزیره جهان حکومت کند، فرمانروا خواهد بود. از کل جهان

بر اساس نظریه هارتلند، طرح «اشغال هارتلند» از یکصد سال پیش مورد توجه استراتژیست های کشورهای غربی و قدرت های بزرگ غرب بوده است. پس از تولد سه ایدئولوژی در جنبش مدرنیسم غربی (یعنی ناسیونالیسم، سوسیالیسم و ​​لیبرالیسم)، هر یک از حوزه‌های ایدئولوژیک ذکر شده در برهه‌ای از زمان با الهام از پروژه «هارتلند» برای تسخیر «قلب زمین» برخاستند. و دو بلوک اول و دوم اینکه نتوانسته اند هدف فوق را به طور کامل تامین کنند و بلوک سوم در حال تسخیر کامل خود است. و توضیح این است: در طول جنگ جهانی، ارتش پرافتخار نازی به رهبری هیتلر، که نماینده “ناسیونالیسم” بود، پس از تصرف بیشتر اروپا، برای تسخیر “قلب جهان” به روسیه لشکر کشید، اما با مقاومت. از مخالفان قدرتمند خود ، طعم تلخ شکست را چشید و بدین ترتیب، ارتش آلمان در سال ۱۹۴۶ با شکست از آن سرزمین بازگشت و شاهد فروپاشی وحشتناک ایدئولوژی «ناسیونالیسم» و حکومت هیتلر بود.

هارتلند، قلب جهان چیست

در سال ۱۹۷۹ ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی به نمایندگی از «سوسیالیسم» برای تکمیل و گسترش کنترل خود بر «هارتلند» به افغانستان که در این منطقه واقع شده و دارای ارزش استراتژیک خاصی است لشکر کشید. اما به دلیل مقاومت همکار خود، جهان غرب که نماینده «لیبرالیسم» با همکاری جریانات سلفی تولید شده توسط سرویس های اطلاعاتی غربی بود، به بن بست رسید و مجبور به عقب نشینی از افغانستان بین سال های ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ شد.

بر اساس نظریه هارتلند می توان به اهمیت قلمرو ایران پی برد که با شش حوزه ژئوپلیتیکی که در زیر توضیح داده می شود، ارتباط نزدیک دارد.

منطقه قفقاز و آناتولی (ایران، ارمنستان، گرجستان و روسیه)

حوزه دریای خزر (ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و آذربایجان)

حوضه فلات ایران (ایران، پاکستان و افغانستان)

منطقه آسیای مرکزی (ایران، ترکمنستان، قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان)

– دریای عمان و اقیانوس هند (ایران، پاکستان، هند، عمان و امارات متحده عربی)

– منطقه خلیج فارس (ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و عمان).

البته نظریات ژئوپلیتیکی تنها محدود به «هارتلند مکیندر» نبود، بلکه پس از آن نظریه‌های ریملند (اسپوکمن)، نیروی دریایی (ماهان)، کمربند شکننده (کوهن) و سنتر-سنتر هر کدام تلاش کردند دیدگاه‌های جدیدی را در تعیین این موضوع ارائه کنند. مرکز قدرت در دنیای معاصر

نیکسون، رئیس جمهور سابق آمریکا که خود دارای دیدگاه های راهبردی در حوزه اندیشه سیاسی بود، معتقد بود که «نفت مایه حیات صنعت مدرن است» و بر این اساس، مسیرهای دریایی (که کانال اصلی انتقال نفت به جهان صنعتی بود. ) همانطور که شریان های حیاتی قدرت تعریف شد و این خاستگاه نظریه قدرت دریا بود.

اما تمرکز بر موضوعی مانند نفت باعث ظهور نظریه های جدیدتری در حوزه روابط بین الملل شد که به نظریه های «ژئواکونومیک» معروف شدند. در این دیدگاه ها، تعامل محیط جغرافیایی با تولید ثروت اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است.

بر این اساس بود که نظریه «هارتلند جدید» مطرح شد که بر اساس آن هارتلند جدید شامل دو هارتلند نفتی و هارتلند گازی است. هارتلند نفتی شامل کشورهایی است که اکثریت منابع نفتی جهان را در اختیار دارند و حول محور خلیج فارس شکل گرفته است و هارتلند گازی شامل کشورهایی است که دارای ذخایر عظیم گازی هستند که شامل ایران و کشورهای آسیای میانه و … منطقه قفقاز. قابل ذکر است که نقطه مشترک و مرکز این دو هارتلند ایران است.

پروفسور جفری کمپ در سال ۱۳۷۶ با نظریه ای مکمل در مورد دو نظریه هارتلند و ریملند می گوید: مجموعه سرزمین هایی شامل خلیج فارس و دریای خزر منطقه ای بیضی شکل از انرژی استراتژیک است و سرزمین ایران مانند یک پل استراتژیک که این دو منبع بزرگ انرژی در جهان را به هم متصل می کند. پیوندها

برای تبیین این نکته می توان به کنفرانسی با عنوان «ایران، زمان روی آوردن به نگرش جدید» اشاره کرد که در ژوئیه ۲۰۰۳ توسط شورای سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در واشنگتن با حضور بیش از ۳۰۰ نظریه پرداز برجسته علوم سیاسی برگزار شد. اساتید اشاره شده. در این همایش، قرائت گزارش شورای روابط خارجی درباره نحوه برخورد با ایران به عنوان مهمترین بخش کنفرانس مورد توجه محافل سیاسی و رسانه های بین المللی قرار گرفت. این گزارش با مدیریت و نظارت «برژینسکی» و «رابرت گیتس» تهیه شده است. در این همایش ویژگی های منحصر به فرد ایران در منطقه بیان شد و منابع سرشار نفت و گاز آن به شرح زیر بیان شد و بیان شد: منابع عظیم طبیعی ایران که تقریباً ۱۱ درصد از ذخایر نفت جهان را در خود جای داده است. دومین منبع گازی جهان، ایران را به بازیگری با نقش انکارناپذیر در اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.

اما وقوع انقلاب اسلامی در ایران باعث شده است که برخی از متفکران و نظریه پردازان جهان غرب در نظرات خود تجدید نظر کنند. قبل از انقلاب اسلامی، دیدگاه‌های اقتصادی مبنای دیدگاه‌های تولید قارت بود، اما وقوع انقلاب اسلامی موجب پیدایش نظریه‌های «ژئوکالچر» شد که به بررسی تعامل محیط جغرافیایی یا تولید قدرت فرهنگی می‌پردازد.

یکی از آخرین دیدگاه هایی که در حوزه روابط بین الملل مطرح شده، نظریه «تئولند» است. بر اساس این نظریه که دکتر محمد جعفر ایرانی مطرح کرده است، آنچه امروز تداوم حساسیت های پیشین ابرقدرت های جهان و استکبار جهانی در این منطقه است، عنصری به نام «دین» (تئو) یا اسلام گرایی نامیده شده است. بر اساس این نظریه، اگر امروز خطر هژمونی و تسلط بر جهان غرب و آمریکا وجود دارد، چیزی جز «دین» با نگرش اسلام ناب نیست. جالب است که خاورمیانه مهد ادیان هایدی بوده و اکنون JAA محور اسلام گرایی شیعی در منطقه و جهان است. بنابراین ایران مرکز «تئولند» بود.

ساموئل هانتینگتون در مقاله ای که پیش از مرگش در مجله «فرین فریز»، ارگان رسمی شورای روابط خارجی آمریکا منتشر شد، اعلام کرد که سیاست های بین المللی معاصر هیچ شباهتی به مدل های ارائه شده (تک قطبی، تک قطبی، چند قطبی، ائتلاف) ندارد. قدرت ثانویه ندارد.

وی مدعی است که آمریکا نه تنها ابرقدرتی است که دارای بالاترین قدرت اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک، ایدئولوژیک و فرهنگی در جهان است، بلکه تقریباً در سراسر جهان توانایی و امکانات حفظ منافع خود را دارد. وی ادامه می دهد که در سطح دوم جهان معاصر، قدرت های بزرگ منطقه ای حضور دارند. این قدرت‌ها بر نقاطی از جهان تسلط دارند بدون اینکه بتوانند اهداف و توانایی‌های خود را در سطح جهانی مانند ایالات متحده گسترش دهند و در نهایت از این قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای چنین یاد می‌کنند:

۱. ترکیب آلمان و فرانسه در اروپا

۲. روسیه در اوراسیا

۳. چین و تا حدودی ژاپن در شرق آسیا

۴. هند در جنوب آسیا

۵. ایران در جنوب غربی آسیا

۶. برزیل در آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی

۷. نیجریه در آفریقا