قتل برادر یکی از دوستانم به دلیل اختلاف مالی/ برای دفاع از خود از چاقو استفاده کردم!



گزارش کردن صدای ایرانپسر جوانی که برای طلب پول به خانه دوستش رفته بود برادرش را کشت. او در دادگاه گفت که برای دفاع از خود از چاقو استفاده کرده است. رسیدگی به این پرونده از یک سال پیش پس از قتل پسر جوانی به نام یاور در مقابل منزلش در جنوب تهران آغاز شد. ماموران بلافاصله به خیابان مورد نظر رفتند و با دستور قضایی جسد به پزشکی قانونی منتقل شد.

مدتی با یکی از دوستانم به نام شهرام اختلاف مالی داشتم.

برادر یاور به نام پیام که با پلیس تماس گرفت گفت: مدتی با یکی از دوستانم به نام شهرام اختلاف مالی داشتم. امروز شهرام اومد جلوی خونه ما تا درخواستشو از من بگیره. خواستم بروم دم در و با او صحبت کنم که برادر بزرگم یاور اجازه نداد. برادرم گفت این مشکل را خودش حل می کند. او به سمت در رفت اما دوستم با چاقو به سینه او زد و او را کشت و فرار کرد.

در پی اظهارات مرد جوان، ماموران راهی محل درگیری شدند و استعلام نکردند. شاهدان گفتند که مددکار در درگیری با پسر جوانی مورد اصابت چاقو قرار گرفت و متهم که در این درگیری مجروح شده بود بلافاصله با موتورسیکلت متواری شد. ماموران به ردیابی متهم پرداختند اما وی به مکان نامعلومی متواری شده بود.

شواهد نشان می داد که او پس از جنایت مخفیانه به ترکیه رفته است. یک ماه از این ماجرا می گذشت که به ایران برگشت و خود را معرفی کرد.

شهرام به قتل اعتراف کرد و در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص را مطرح کردند.

چون پدرشان قصاب است با چاقوی قصابی به من حمله کرد و چند ضربه به من زد

سپس شهرام ۳۵ ساله در دفاع از خود گفت: مدتی بود با دوستم پیغام اختلاف حساب مالی پیدا کرده بودم. چند بار از او خواستم پولم را پس بدهد. اما هر بار بهانه می آورد و امروز و فردا این کار را کرد.. آخرین بار به او زنگ زدم و گفتم برای رفع اختلاف به خانه شان می روم. رفته بودم اونجا باهاش ​​حرف بزنم اما این پیام به دست نیامد. چند دقیقه صبر کردم تا برادرش یاور با چاقوی قصابی در دست به جبهه آمد. چون پدرشان قصاب است چاقویک قصاب به من حمله کرد و چند ضربه به من زد.

ترسیدم از خودم دفاع کنم، با چاقویی که همراه داشتم به سینه امداد زدم و فرار کردم.

وی ادامه داد: ترسیده بودم برای دفاع از خودم با چاقویی که همراه داشتم به سینه مددکار زدم و فرار کردم. به بیمارستان رفتم و مداوا شدم و به طرز معجزه آسایی زنده ماندم و آن شب مخفیانه ایران را ترک کردم. تا اینکه خانواده ام با من تماس گرفتند و گفتند مددکار کشته شده و به خاطر خانواده ام به کشور برگشتند و من خودم را معرفی کردم. باور کنید اگر در آن درگیری به او چاقو نمی زد، حالا یاور جای من می ایستاد. من قصد کشتن او را نداشتم و برای دفاع از خودم چاقو کشیدم.

سپس وکیل او دفاع کرد و آدم کشی او در دفاع از خود مطرح کرد.

در پایان جلسه قضات برای صدور حکم وارد دادگاه شدند.