تنش مرزی بین تهران و باکو



گزارش کردن صدای ایران از دنیای اقتصاد، جنگ لفظی و رسانه‌سازی باکو علیه تهران بار دیگر شدت گرفت و اخباری که در رسانه‌های جمهوری آذربایجان منتشر می‌شود، نشان از آن دارد. تیتر روز ۵ مرداد در سایت کالیبرآز مربوط به ریاست جمهوری آذربایجان این بود: زمان جدایی آذربایجان جنوبی از ایران فرا رسیده است. («آذربایجان جنوبی» اصطلاح جدایی طلبان برای استان های آذربایجان ایران است.) به گزارش پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، جاشوا کاسورا در اوراسیا نوشت: روز بعد مطلبی در سایت حققین منتشر شد که به امنیت متصل است. خدمات جمهوری آذربایجان با عنوان «آذربایجان جنوبی برای استقلال تلاش می کند!» نویسنده گمنام آن مقاله با اشاره به آذربایجانی های ایرانی مدعی شد: «دولت جمهوری آذربایجان قدرت بسیج کافی برای دفاع از حقوق خود را دارد. هموطنان و منابع کافی برای حمایت از موج جدید جنبش آزادیبخش ملی.» روابط بین باکو و تهران از زمان جنگ ۲۰۲۰ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان نامطلوب بوده است؛ در حالی که ایران بارها حمایت خود را از کنترل جمهوری آذربایجان اعلام کرده است. آذربایجان در بسیاری از مناطقی که در جنگ اول بین دو طرف در دهه ۱۹۹۰ از دست داد، به نظر می رسد ایران اکنون نگران گام های بعدی احتمالی است. جمهوری آذربایجان که جسورتر شده است. است. در این میان موضوع دیگری که اخیرا در روابط دو طرف مورد توجه قرار گرفته ادعاهای الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان است که در مقاطع مختلف از الحاق کریدور زنگزور به خاک کشورش صحبت می کند. زمان در طول چند ماه گذشته رئیس جمهور آذربایجان طی چند ماه گذشته در مقاطع مختلف و متناوب درباره پروژه کریدور زنگزور بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان صحبت کرده و برداشت های متفاوتی از آن وجود داشته است. اما چرا رسانه‌های آذری در این مقطع زمانی به چنین فضاسازی‌هایی روی آورده‌اند و هدف آنها از مواضع ضدایرانی چیست؟ آیا می خواهند از اهرم مسائل قومیتی برای دور زدن ایران در خصوص موضوع الحاق زنگزور به جمهوری آذربایجان استفاده کنند و با سایه انداختن بر روابط دو کشور هدف خود را پیش ببرند؟

باکو می خواهد بازی را به ایران ببرد

سالار سیفالدینی پژوهشگر ارشد مسائل آسیای مرکزی و قفقاز در گفت و گو با روزنامه «دنیای اختاز» توضیح داد: اولین موج فضاسازی ها در تابستان اخیر با مطالب تحریک آمیز جورج دیک سفیر اسرائیل و … آغاز شد. موج دوم در اواخر ماه اوت یعنی پس از موضع قاطع رهبری بود.در خصوص مرز ایران و ارمنستان و سپس تاسیس کنسولگری ایران در استان سیونیک.در این مرحله آریه گوت مشاور یهودی باکو دولت در ۲۹ ژوئیه اعلام کرد که موضوع آذری‌های ایرانی «باید در دستور کار قرار گیرد» و پس از آن بود که رسانه‌های باکو به صورت واحد به این موضوع پرداختند. سیفالدینی با اشاره به اینکه در تحلیل این اتفاقات باید به علل دور و نزدیک مشکل نیز توجه کرد، گفت: باکو علاقه مند است که بازی و رقابت اخیر را به داخل مرزهای ایران بکشاند و زمین بازی را در منطقه مشخص کند. شمال غرب تا ایران مشغول دفاع از خود باشد». از تمامیت ارضی خود به گونه ای که در نهایت قادر به فعالیت در لحظه حساس نباشد.

سیفالدینی افزود: از این رو وی جنگ اعلام نشده ای را در رسانه ها آغاز کرده است که نشانه محوری این بازی «بی اعتباری» ایران در افکار بین المللی و معرفی آن به عنوان کشوری دارای چالش های سرزمینی است.پژوهشگر ارشد آسیای مرکزی و قفقاز تاکید کرد: بر اساس آنها نتیجه طبیعی چنین عملیاتی ارائه این دیدگاه خواهد بود که کشوری که در تامین منافع و تمامیت ارضی خود با چالش مواجه است، قادر است در خارج از کشور اقدام کند و در تامین امنیت مرز با کشور دیگری ایفای نقش کند. کشور. ارمنستان) و به این ترتیب بسیاری از کشورها و «بازیگران مردد» نیز در گام های استوار ایران در دفاع از منافع عالی خود تردید کردند و به اردوگاه مقابل پیوستند، بنابراین این برنامه ریزی در واقع بیشتر متوجه خارج است نه داخل ایران. سیفالدینی معتقد است که این اقدامات بر آذری‌ها اثر معکوس دارد و نمونه آن را می‌توان در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها مشاهده کرد و ادامه داد: به این ترتیب عمده‌ترین فعالان ضد باکو در ایران خود آذری‌ها هستند و توسط این محقق همچنین اظهار داشت: مشکل دیگر، غرور کاذب رهبران باکو پس از جنگ قره باغ در پی عقده حقارت ۳۰ ساله است. اگر اسرائیل، ترکیه و پاکستان بر برخی کشاورزان غلبه کنند و شبه نظامیان در قره باغ (با جمعیت کمتر از ۱۰۰۰۰۰ نفر و در بهترین حالت کشور ۳ میلیون نفری ارمنستان) سپس می توانند کارهای دیگری انجام دهند همچنین دکتر احمد کاظمی، دکترای حقوق بین الملل و ارشد پژوهشگر مسائل اوراسیا روز شنبه در مقاله ای برای «ایرنا» به این موضوع پرداخت که اساساً پروژه جنگ دوم قره باغ نه برای آزادسازی قره باغ بلکه به عنوان پوششی برای اجرای «کریدور تورانی ناتو» بود. w هیچ تاکنون شکست خورده است. کاظمی تصریح کرد: گواه این مدعا این است که اگر جمهوری آذربایجان واقعاً «اراده مستقل» برای آزادی قره باغ از دست القاعده داشت، باید در طول این مدت اقدامی محدود و گام به گام برای این موضوع انجام می داد. ۲۶ سال از آتش بس ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۰ با شناخت مخالفان، ایالات متحده، انگلیس و فرانسه منفعلانه بر ادامه فعالیت گروه مینسک با هیچ گونه عملیات نظامی اصرار نکردند یا حداقل پاسخی ندادند. با توقف تبلیغات ضد ایرانی، طرح و پیشنهاد تهران برای آزادسازی سرزمین های اشغالی این کشور را منفی کرد.

وی معتقد است که به نظر می رسد با تغییر پارادایم در نگاه بازیگران به تحولات اوراسیا، از سال ۲۰۲۰، قره باغ نیز به سازش و ابزاری برای پیشبرد خواسته های ژئوپلیتیکی ناتو و صهیونیسم بین المللی تبدیل شده است. ایجاد «کریدور تورانی ناتو» با هدف ضربه زدن به منافع این کشور متشکل از ایران، روسیه و چین.

ادعای سرزمینی اشتباه است

افشار سلیمانی، سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان در گفتگو با روزنامه «دنیای اختصاد» درباره موضوع «جدایی آذربایجان جنوبی از ایران» که مورد توجه رسانه های آذری قرار گرفته است، توضیح داد که تاکنون رئیس جمهور آذربایجان و هیچ مقام دیگری چنین چیزی نگفته و فقط برخی رسانه ها دستکاری کرده اند. به گفته این دیپلمات، این بحث قبلا مطرح بود اما امروز بیشتر روی آن مانور می دهند. سلیمانی ادامه داد: اخیراً حدود دو هفته پیش آقای ابوالفضل زهراوند، سفیر سابق ایران در ایتالیا و افغانستان در مصاحبه ای گفته بود؛ نخجوان و آذربایجان به ایران برگردند؛ ایشان هم گفتند در قفقاز شکست خوردیم. تحلیلگران دیگر نیز همین موضوع را تکرار کرده‌اند.وی تاکید کرد: سخنان تهدیدآمیز وی در این مقطع درست نبود. صحبت هایی که در جمهوری آذربایجان بازتاب گسترده ای در رسانه ها داشت و پس از این گفتگوها تحرکات و خلاقیت های رسانه ای در جمهوری آذربایجان علیه ایران افزایش یافت.» سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان توضیح داد: «پس از من در مقاله ای به انتشار این گفتگوها اشاره کردم. چه در ایران و چه در جمهوری آذربایجان، اگر مردم علیه کشورهای یکدیگر ادعای ارضی داشته باشند، اشتباه است، زیرا با این سخنان، هر دو طرف در آسیاب دشمن از جمله اسرائیل می ریزند.» به گفته سلیمانی، مشکل نمی تواند باشد. با این روش ها حل می شود و ایران و جمهوری آذربایجان باید مشکلات خود را با یکدیگر مطرح و حل کنند. این در حالی است که ترکیه نیز روابط خوبی با باکو دارد و غرب نیز سهم خود را از انرژی این کشور گرفته است. در این میان تنها سر ایران برهنه مانده است. سوال اصلی این است که ما از روابط خود با جمهوری آذربایجان چه دستاوردهایی داشته ایم؟ در حالی که ما اشتراکات فرهنگی و مذهبی زیادی با آذربایجانی ها داریم».

این دیپلمات سابق ایرانی در ادامه توصیه کرد: ایران و جمهوری آذربایجان عدم مداخله در امور خارجی یکدیگر را در دستور کار قرار دهند و روابط خود را در زمینه اقتصادی بیش از پیش توسعه دهند تا اعتماد متقابل حاصل شود. آنها بسته اند اما ایران را بازی نمی کنند چون بی اعتمادی ایجاد شده و این بی اعتمادی دوطرفه است.

سلیمانی همچنین درباره کریدور زنگزور و بحث های صورت گرفته گفت: در بحث زنگزور جمله ای به نقل از الهام علی اف آمده است که «مرز ایران و ارمنستان را می بندیم» که رئیس جمهور آذربایجان آن را نگفته است. ” این کارشناس توضیح داد: علیفوف درباره ارمنستان صحبت کرد و گفت که در سال ۱۹۲۰ زنگزور متعلق به جمهوری آذربایجان است و مانند برخی مناطق دیگر در اختیار ارمنستان قرار گرفته است و در واقع به نظر من رئیس جمهور آذربایجان این مسائل را به ترتیب مطرح می کند. ارمنستان را بکشد تا به تب سیر شود». سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان همچنین گفت: اکنون جمهوری آذربایجان در کنار ارمنستان است و ایران می گوید اگر زنگ زور بسته شود، مسیر ترانزیتی جایگزینی ندارد. وی با اشاره به اینکه یکی دیگر از نکات مهم در ارتباط با کریدور زنگزور امکان حذف مرز ایران و ارمنستان در صورت احداث این کریدور است، گفت: نتایج آن عبارت است از: ارتباط ترکیه از طریق نخجوان – زنگزور با جمهوری آذربایجان و دریای خزر و آسیای مرکزی تقویت حضور ناتو در نزدیکی مرزهای شمالی ایران و تحقق پروژه «توران» – موضوعی که برخی از آن با عنوان پان ترکیسم یاد می کنند – و قطع ارتباط زمینی ایران با گرجستان و دریای سیاه. و عدم تحقق پروژه کریدور اقیانوس هند – دریای عمان – خلیج فارس – ایران – ارمنستان و گرجستان – دریای سیاه و ترکیه و آبهای بین المللی جایگزین کریدور شمال – جنوب و وابستگی ایران به خطوط حمل و نقل جمهوری این دیپلمات با بیان اینکه اگرچه تاکنون ایران همواره از مسیرهای دریای خزر – آذربایجان – روسیه – گرجستان و کریدور ترکیه برای ارتباط با اروپا استفاده می کرده است، گفت: id: «در این میان، روسیه هرگز موضع منفی یا مثبتی در قبال کریدور زنگزور اتخاذ نکرده است. انجام نداده است و این سکوت را می توان نوعی رضایت ضمنی نسبت به این پروژه ارزیابی کرد. به گفته سلیمانی، موضوع حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ارمنستان و جمهوری آذربایجان در حال حاضر بر اساس اصول و قواعد حقوق بین الملل مطرح است و باید توجه داشته باشیم که اگر کشوری بخواهد مرز خود را با کشور دیگری ببندد، اگر تاثیرات منفی بر منافع کشور ثالث دارد، آن کشور باید با دیپلماسی متاثر از روابط دو کشور با آن موضوع برخورد کند، نه با تهدید مستقیم یا ضمنی.