رژیم لاغری سریع

اسید پاشی دختر دانشجو روی پزشک تهرانی


انگیزه دختر دانشجو از اسیدپاشی روی پزشک تهرانی چه بود؟

در جلسه ابتدایی دادگاه دادگاه دو طرف را دعوت به صلح و سازش کرد اما پزشک جوان گفت: من تا امروز ۷۲ عمل جراحی انجام دادم و هنوز هم اثار سوختگی روی سر و صورت و گردنمان است. من و خانواده ام در این مدت عذاب کشیدیم و به همین خاطر حاضر به گذشت نیستم و برای سارا مجازاتی دارم.

دختر جوان هم گفت من و وحید مدت ۲سال و نیم بود با هم در ارتباط بودیم. آخرین بار من در شهرستان بودم و به عصر وحید به تهران آمدم. قرار بود او دنبالم بیاد اما گفت کاری برایش پیش آمده است. من با تاکسی به میدان کاج رفتم و وحید دنبالم آمد و مرا به خانه اش برد.

وقتی در خانه مجردی وحید بودم یکبار سرایدار مقابل در خانه آمد و وحید از من خواست تا در اتاق پنهان شوم. دومین بار وحید گفت رزیدنت بیمارستان مقابل خانه آمده است و نباید مرا آنجا ببیند. او از من خواست تا به راه پله ها بروم و پنهان شوم.من هم وسایلم را برداشتم و رفتم.

چند دقیقه بعد وحید با من تماس گرفتم و به او گفتم در پله های پشت بام نشسته ام. او مرا به داخل خانه دعوت کرد و پیشنهاد داد تا با من رابطه داشته باشد. اما وقتی پاسخ منفی است مرا شنیدم شروع به توهین کرد. او می گفت من شهرستانی هستم و حالا که به تهران آمده ام باید کمی روشنفکرتر رفتار کنم. اما من باز هم قبول نکردم.وحید به سرویس بهداشتی رفت و وقتی ظرف سفیدی را در دست داشت.چون تسلیم خواسته شیطانی اونه می خواستم اسید را روی من بپاشد که با هم درگیر شد و در کشمکش اسید روی هر دو ما پاشیده شد. . من موقع همان با گریه آنجا را ترک کردم و بعد به بیمارستان رفتم.

قاضی از سارا پرسید اگر ظرف اسید دست وحید بود چرا او به شدت دچار سوختگی شد و تو آسیبی ندیدی؟ که دختر جوان پاسخ داد: وحید روی زمین غلت زد و همین موضوع باعث شد به شدت دچار سوختگی شود. من هم صورت و پلکم دچار سوختگی شد .اما عمل جراحی ترمیمی انجام دادم.روی ساق پا و سمت چپ بدنم هم اسید پاشیده شد.

دختر گفت وقتی گرفتار شدم پدر و برادرم مرا طرد کردند و حتی وقتی در ملاقاتم نیامدند. فقط مادرم من حمایت می کند اما او هم از ترس پدر و برادرم نمی تواند انجام دهد و من وحید را در این ماجرا مقصر می دانم. اگر چه صورت او دچار سوختگی شده است اما در این ماجرا به نظر روحی و روانی به شدت آسیب دیده ام .