از راه راه ها نترسید: احساسات مثبت


منظورتان نمکهای شور و امثال آنها است ، اینطور است؟ من در نهایت آن را امتحان کردم و متوجه شدم که در واقع یک عاشق است. یک ROMPER ، ملت. اوف همچنین باید اشاره کنم که من متوجه نشده بودم که پارچه در هنگام خرید در سطح المپیک چقدر خراب شده است (یعنی زمانی که فروشگاه در هنگام فروش با جمعیت درگیر بود). یک چیز می خواهم بگویم ، اما … علامت دیگری به آرامی در ستون مد ظاهر می شود. تعداد ، کیفیت نسبت به دوستان و افراد. نمی دانم چرا گذراندن آنقدر سخت است! (واقعاً اینطور نیست … بیشتر از همه ، من به عادت های بازگشت به خرید در تپه ها در کودکی فکر می کنم. اشتباه نکنید ، من عاشق خرید در تپه ها با مادرم بودم. من ساعت ها را در تمام قفسه ها جستجو می کنم. و انتخاب آنچه قرار است … صادقانه بگویم باید بگویم که اینها خاطرات “مادر” واقعاً زیبایی هستند. من همچنین به یاد دارم که شلوارهای جینداچ گران قیمت و کلاه Bastaad را خریدم. یک مادر کارگر مطلقه این کار را به درستی انجام داد!)

اما من کنار می روم. کل تجربه باعث می شود آنقدر بخواهم به آن کمد برگردم که فکر می کنم برای آن صندوق غرق می کنم ، زیرا درک می کنم که چقدر مهم به نظر می رسد. من همچنین به فکر به روز کردن کشوی لباس زیرم هستم: 10 جفت جوراب مشکی راحت ، 10 جفت لباس زیر (ترجیحاً مشکی) ، چند سوتین که قبلاً دارم. در حال حاضر ، وضعیت لباس زیر را می توان در یک کلمه توصیف کرد: هرج و مرج. من هرگز نمی دانم جوراب های من کجا هستند ، اغلب جا نمی شوند و خدا نکند که کسی خارج از همسرم بتواند لباس زیر کشیده من را ببیند. من فقط می گویم ‘.

اولین و تنها نقاشی برای دوست من ماریا ، در سال 2018 ، بر اساس سفرهای او به فنلاند گرفته شده است.

امروز احساس خیلی خوبی دارم. یکی از دلایل این است که دیشب شبی با دوزهای ایبوپروفن بود (روز بعد تقریباً تمام روز خوب بودم) ، و دلیل دیگر این بود که ناگهان انواع و اقسام فرصت های خنک را داشتم. وقتی آموزش آنلاین را متوقف می کنم ، ماه به ماه بر اساس درآمدی که از دست می دهم خرید می کنم ، اما آیا می دانید؟ همه چیز عمدتا مرتب است. و اکنون ، چند هفته دیگر حتی بهتر خواهد شد. من یک طرح لوگوی رایگان جدید خریدم. سرانجام ، یک نقاشی را به پایان رساندم که برای امشب آخرین مبلغ آن را دریافت می کردم. پس از گذراندن دو سال با هم در فوریه ، پیشنهادی برای یک نمایشگاه هنری پاپ آپ داشتم که در آن مقدمه جدید من در زمینه نقاشی منظره (!) و … در حال شروع آموزش برای یک موقعیت جدید در شرکت هستم. از آگوست به صورت تمام وقت کار می کنم. این به معنی افزایش حقوق است ، اما من تا زمانی که مشخص نشود چقدر مناسب است نمی دانم – ما یک چرخه دنباله / آموزش را انجام می دهیم و اگر همه چیز خوب پیش برود ، این اتفاق می افتد! من خیلی درباره اش هیجان زده هستم. من هنوز در یک “تیم” در زمینه کمی متفاوت (مدیریت اطلاعات) خواهم بود. من همچنان قادر خواهم بود از نوع کاری که اکنون انجام می دهم (پیشنهادات پردازش واژه و سایر اسناد) پشتیبانی کنم. من همه چیز را به عنوان چیزی می دانم که درآمد زیادی دارد و باید چیز جدیدی یاد بگیرم و مجموعه ای از مهارت ها را داشته باشم که برای شرکت سود بیشتری خواهد برد.

من می دانم که بسیاری از مردم دوست ندارند تغییر کنند ، اما صادقانه بگویم؟ من در حال توسعه آن هستم احساس می کنم که در اینجا و برای مدت کوتاهی مورد قدردانی قرار گرفته ام و این پیشنهاد چیزهای زیادی در مورد نظر رئیس من و دیگران در مورد من و آنچه من باید ارائه دهم بیان می کند. حس خوبی داره! من دوست دارم سال جدید را با این همه احساسات مثبت بگذرانم. 2018 برای من یک غلتک واقعی بود و اگرچه همه چیز واقعا خوب به پایان رسید ، اما من آماده هستم تا با آن خداحافظی کنم و هرگز به عقب نگاه نکنم.

دیدگاهتان را بنویسید